I m Back

بچه ها من برگشتم خونه.اومدم یه استراحت کوچولو بکنم و دوباره

برگردم.البته بیشترش به خاطر خواهرم بود که وضعیت روحی خوبی

نداره.تو این سنی که هست و اتفاقی که براش افتاده هضم کردنش یه

خورده سخته و با توجه به این که خودم این دوره رو با شرایط سخت تر

گذروندم میخام کنارش باشم.تو این چن روزی که نبودم و شهر

دانشگاهم بودم کلیییی اتفاق افتاد که به شدت تو مسیر زندگیم تاثیر

میتونست بذاره.اما فعلن خسته ی راه و شوک زده ی اتفاقات

اخیرم.نویسنده ی وب  ian somerhalder فوت کرده و من خیلی خیلی

ناراختم چون دوستای خیلی خوبی بودیم.برا آرامش روحش دعا کنید...

اما از همین الان شروع میکنم به نوشتن خاطرات این دو هفته :|

 

/ 22 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Catastrophe

دعا مي كنيم...دعا مي كنيم...دعا مي كنيم

ریحان

ناتالی خبری که منتظرش بودین رسید؟؟؟خوبی؟ این اتفاقات؟

استوا

پس كو ادامه داستانت ناتالي جون ؟ رسيدن بخير و شادي !

ژوکر

نگرانتیم . بیا بگو چی شده بوده ؟

نیلووووووو

[گریه]سلام.. کی برگشتی[نگران] متوجه نشدم.. یادته آدرس این وبلاگ رو بهم داده بودی واس ِ دانلود؟ من خیلی وقت بود قبل از اینکه بهم بگی از اونجا دانلود میکردم[گریه] اما چند وقت مشکل داشت..وقتی حل شد و دوباره از دانیال دانلود میکردم.. براش کامنت میذاشتم[گریه] وقتی دیدم دوستش کیمیا اینو نوشته شوکه شدم[گریه] هنوزم وقتی بهش فک میکنم گریه ام میگیرههههه

گاندلف

سلام... +متاسفم بابت دوستت.. + عکس این خانوم های خوشگلو از کجا میارید؟ میخواهم برم سراغ سرمنشائش ها[نیشخند] + حالا تا کی میمونی؟ + چه حالب همه برو بچ اینحان... شدیم مث بختک...

مهدی

خوش اومدي. ايشالله كه خيلي زوووود حال خواهرت خوب بشه و زووود عادت كنه و بدونه كه اين دنيا همه چيزش همينطوريه. ايشالله كه دوستت ، روحش در آرامش باشه . مي نويسم هر رووووز تا رهايي يابم از رووزمرگي. [گل][گل][گل]