به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد

همه ی ما
فقط حسرت بی پایان یک اتفاق ساده ایم
که جهان را، بی جهت، یک جور عجیبی
جدی گرفته ایم…

                                              ********* 

خیلی خوبه که از زبون اطرافیانت و اونایی که بهشون اهمیت میدی بشنوی که "دوسِت دارن"! خیلی خوبه که بهت بگن تو یه "آدم خاصی"! بهتر میشه اگه تو رو به عنوان یه دختر "مقاوم" بشناسن! حداقل تو این روزایی که دیگه هیچ امیدی به رابطت نداری و احساس میکنی هیچ چیزی در موردش نمیتونه خوشحالت کنه،در عین حال یه حسی مانع از تموم کردنش بشه،میدونم...اینها تمامش حس های گذار هستن :)

روز خوبی بود،با وجود خستگی های زیادی که صبح داشتم،کلاسای پشت سر هم،استادای خسته کننده،هم کلاسی هایی که باهاشون وجه اشتراکی نداری،اما عصر بری خرید کنی،یه مانتوی خوشگل بخری که همه ازش تعریف کنن،سریال مورد علاقت رو ببینی و مدام تو طول روز بهش فک کنی و به مصاحبه ی جدیدی که توی یه شرکت جدید دادی حس خوبی داشته باشی...هر چند اگه باهام تماس نگیرن...

دلم نمیخواد این حس های خوبِ امروز به این زودی ترکم کنن...

 

 

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شین

"حداقل تو این روزایی که دیگه هیچ امیدی به رابطت نداری و احساس میکنی هیچ چیزی در موردش نمیتونه خوشحالت کنه،در عین حال یه حسی مانع از تموم کردنش بشه" دقیقا در همین وضعیت هستم

میلو

مانتوی جدید مبارک[ماچ] حس خوب هم به مصاحبه خیلی به آدم قوت قلب میده!! راستی توی اون یکی وبلاگم (منو یادت بمونه) عکسای شاگردامو گذاشتم. گفتم شاید چون دوست داری تدریس رو، عکسا برات جالب باشن!

ياسمن

هميشه همين جوري باش رامونا[بغل]

janan

به امید حس های ِ خوب ِ همیشگی

اِمیلی

امیدوارم زندگیت پر از روزای خوب باشه رامونای عزیز[بغل]

نیلوووووو

تغییرش دادم[نیشخند] کامنت قبلی یادم نبود خصوصی بزنم تایید نکن رمزشو گذاشتم p1

نیگولی

رامونا خونوادت در جریان رابطت با برایان هستن؟

عاطفه

عاشق این حسای خوبتم... عیدت مبارک عزیزم[ماچ]