این آخرین تلاشمه

بهت یه فرصت دوباره میدم،اجازه میدم تا همه چیز از اول جون بگیره و ریشه هامون از سر جوونه بزنن...

به شرطی که دوباره منو نشکنی...

/ 16 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ياسمن

خوب كردي كه بهش دوباره فرصت دادي[قلب] اميدوارم دوباره همه چي بهتر از قبل حتي بشه[ماچ]

مهدی

دعا ميكنم چيزهاي خوووبي پيش بياد برات.[گل]

NilA

اوه عزیزم..خیلی مراقب خودت باش..واقعا ارزشش رو داره بخوای یه فرصت دیگه بهش بدی؟ اخه من حس میکنم اشتباهاتش خیلی زیاد بوده..البته من نمیخوام قضاوتش کنم چون من هیجی از رابطتتون نمیدونم..ولی حس میکنم خیلی ناراحتت کرده..

۲ مجنون

سلااااااااااااااااااام سلااااااااااااااااااام من و عشقم یه کلبه ی نقلی و ناز درست کردیم میخوایم از این به بعد جمعه به جمعه پست بذاریم... میخوایم کلی رفیق داشته باشی پس مارو حمایت کن و لیـــــــــــــنـــــــــــــــــــــک کن بعد بگو تا مام بلینکیمت منتظریما...

ژاڪـلـیـטּ

فقط مراقب باش رامون / لدفن :| حواسم نبود تو پستِ قبلی بت گفتم وروون رامونایِ عزیزم ... sorry

نیگولی

امیدوارم بهترین اتفاق های ممکن بیفتن[ماچ]

مهدی

ميدوني چيه رامونا؟! درد دوست داشتن درد بزرگيه! وقتي كسي رو مي خواي ولي اون هنوز تو شوكه از دست دادن چيزهاي قبليشه! و هرچي تلاش مي كني كه بهش آرامش بدي و انرژي كه البته موفق ميشي ولي خودت نا آرامي! خودت تو عذابي! ولي به روي خودت نمياري! دوسش داري و براي اينكه آرامش داشته باشه درد دلهاشو گوش ميدي و خودتو در اختيارش قرار ميدي،باهاش حرف ميزني سعي مي كني كمكش كني! اما وقتي ميبيني كه بعد از اينهمه ناراحتي كه براش پيش اومده هنوزم شك داره كه اون آدمارو دوست داره يا نه! اينجاست كه قلبت درد ميگيره! حس خفگي بهت دست ميده! كاش درك ميكرد كه يكي هست واسه دم و بازدمش حاضره جون بده! ولي نميشه ! من يادگرفتم كه سكوت كنم! و سكوت كنم! ... ( ببخشيد رامونا جان،دلم ميخواد واسه يكي كه منو نميشناسه اين حرفارو بزنم،واقعا معذرت ميخوام.) اميدوارم رابطتون دوباره پا بگيره و به شيريني رووزهايي بشه كه اينجا در موردش نوشتي.[گل]

نیوشا

سلام عزیزم خوبی وبلاگت خیلی خوشمله اگه می خوای بیا به وبلاگ منم یه سربزن خوشحالم میکنی اگه خواستی منو لینک کنی بااسم وبم لینک کن گلم خوب فعلابای. {♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥}