شب نوشت...

امروز صب پسره،سین،(از حالا بهش میگم کچل!)زنگید و گفت سایت درست شده و میتونی انتخاب واحد کنی،خلاصه بعد از کلی تلاش و اینا سایت باز شد و بنده تونستم 17 واحد بگیرم! یه درس بود به نام کار آفرینی که تو سر فصل ها بود اما نمیدونم چرا ارائه نشده بود این ترم که دیگه کچل بهم گفت تو حذف اضافه میتونی بگیری و کلا 20 واحدی میشی! من این همه جون کندم معدلم خوب شه که بتونم 24 واحد بگیرم حالا شانس گندم یه قانونی اومده تو یونی که نمیتونیم هر ترم بیشتر از 20 تا بگیرم! به روح اعتقاد دارن آیا؟عمه چی؟ دارن؟!!! اصاب مصاب نمیذارن واسمون !

از ساعت 3 شروع کردم واسه مید ترم زبان خوندم وسطشم یه چرتی زدم و خلاصه رفتم کلاس و امتحان خوب بود دوباره این ترم نمرم بهتر از بقیه شد و تیچر کلی غر زد به بچه ها و من از حرفاش یاد جو دبیرستان افتادم! خیلی بامزس این تیچرمون! همش حرص میخوره که درس بخونیم و خوشم میاد از اینکه اهمیت میده بهمون...بعد یه همکلاسی دارم تو کلاس زبان که هم سن مامانمه و دخترشم هم سن منه.امشب کلی راجع به مهاجرت و درس خوندن ِ اون طرف حرفیدیم...میگفت واسه دخترم زنگ زدم آ%پو&لو*نیا کالج و شرایطو پرسیدم...میگفت اکثر اقوامم آمری%کا و کانا%دا هستن...

شب هم که شام پخیدم و دستمو سوزوندم و زمانه دیدم! حال کردین چه قشنگ پیش بینی کردم! عموهه مرد! ارغوان هم که...کی میتونه حدس بزنه آخرش چی میشه؟من که هیچ ایده ای ندارم! سریالای ایرانیم داره پیشرفت میکنه! چه غلطا! نه؟!

کلی از برگه های دانش آموزای مامی رو تصحیح کردم.یادم افتاد اون موقع ها که برایان دانش آموز بابام بود من برگه هاشونو تصحیح میکردم.هیچ وقت فکرشو نمیکردم یه روز با صاحب اون دست خط قشنگ دوست شم...

فردا قراره با برایان بریم پاساژ...عصر هم دلم میخواد با تاینی یا امی قرار بذارم.نمیدونم چرا این روزا نمیتونم تو خونه بند شم...

بس که آهنگای غمیگن گذاشتم شدم پر از حس منفی و حس میکنم قراره اتفاق بدی بیفته...خدااااااااااا! انرژی مثبت بفرست واسم! پاشم آهنگ شاد بذارم یکم قر بدم! (پارادوکس در دو جمله آخر بیداد میکنه! خدا الان منو میکشه!)

شب خوش!

 

/ 9 نظر / 6 بازدید
نیگولی

آره رامونا این تیکه که عموهه مرد خوب بودش/البته از اون جابیی که وقتی داشت از خونه میرفت بیرون و خیلی مهربون شده بود و زنش هم میگفت حرص نخور حرص نخور معلوم بود قراره یه بلایی سرش بیات وای من خیلی از ازدواج دکتر و ارغوان خوشال شدم/واسه شرایط الآنه ارغوان بهترین گزینه بود دیگه دیگه اینکه دستتو یعنی چی که سوزوندی؟ هان؟ دعوات کنم که مراقب نبستی؟[عصبانی] [ماچ]

ژوکر

انرژی مثبت فرستادم . رسید ؟ ولی جدی آهنگ غمگین آدمو داغون می کنه . ادل گوش کن ...

sara

man asheghe postaye in sheklitam

ارنواز

وای منم!!! منم دیگه نمیتونم تو خونه بند بشم! اینجا هم که کسی نیست باهاش برم بیرون انقدم که با بچه ها میرفتم بیرون عادت کردم اصا اینجارو دوست ندارم می خوام برم دوباره با بچه ها بریم دور دور :دی گاهی هم بعدازظهرا میریم تو حیاط دانشگاه میشینیم عین پارکه شلوغم که هست خیلی حال میده :دی

ur lovely sis

[قلب][ماچ]

یاس

قشنگ میشه از نوشتت فهمید که چقدر خوشحال هشتی . خوشحالم رامونا . سعی کن روحیه ت رو همینجوری حفظ کنی . باور کن شاد بودن به عهده ی خودمونه . بستگی داره چجوری خودمون رو شاد نگه داریم . [بغل]

ياسمن

اين انتخاب واحدم يه قوزي شده واسه ماها :| پوف :| به به دختر زرنگم باريكلااااا:* كاش نزديكم بودي يه خورده به منم زبان ياد ميدادي :دي من خيلي زمانه رو دوس دارم خصوصا ارغوانو اما خب نميرسم شبا ببينمش:( دفترم اون ساعت!واسه همين از داستان عقبم كلا:دي خوش بگذره:*

ياسمن

موقع تكرارش يا يادم ميره يا خوبم مياد هي وسطاش چرت ميزنم:دي عزيزم:* شهر شما كه خوشگلتره من انقد اونجارو دوس دارم:ايكس

ویـانـا

وای رامون مثِ من ! این آخریا بعد اینکه با علی کات کردم انقد آهنگ غمگین گوش میدادم ک داشتم سکته میکردم از غصه :|:|:| اما یهو گذاشتمشون کنار و این روزا فقط آهنگ شاد گوش میدم :) باور کن روحیه م ب کل عوض شد توأم دیگه گوش نده خانومی :) دست آقای کچل درد نکنه :) اینم دانشگاهایِ درِپیتِ ماست دیگه :|:|