قرار گذاشته بودم با شروع بهار، شاخه های من هم جوونه بزنه،اما...

به یک عدد دختر خانوم مهربون،همزبون،صبور،بیکار،باتجربه،با دید مثبت و البته رک،واقع

بین،حاضر به شنیدن غرغرهای من و داستان زندگیم،جهت فراموش کردن خاطره های

بد،کمک کردن به من در امر تصمیم گیری و سوزوندن خاطره ها نیازمندم.

سابقه کار مهم نیس،فقط به خودتون اطمینان داشته باشین کافیه برام!

/ 30 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هستی

تو کجایی؟ دارم نگران میشمآ [نگران]

سماء

من از خودم مطمینم میتونی رو من حساب کنی ناتالی، البته من مهربون نیستم... مراقب خوبیات باش خواهری.

آب تنی

آمدم بعد آن اتفاقات دیروز اینجا و آن اعلام هک شدن ها ، بپرسم چه شده که اینگونه مینویسی که دیدم خصوصی ...

یه دوست

بکنش دو تا لطفا، لطفا رو اول جمله بگی تاثیرش بیشتره یا آخر جمله؟

بانو گیلیش

salam man hameye sharayeto daram dar soorate pazirofte shodan dar mosahebe be man etela bedahid

سلام بی معرفت چی شد برام نفرستادی؟ واقعا که

شب شراب

عزیزم تو که خیلی سر زنده تر از مایی..آفرین به اراده ات آفرین..[ماچ]

چی میشه بمنم رمز بدی؟