یک حس سرشار

I will remember your small room, the feel of you, the light in the window, your records, your books, our morning coffee, our noons, our nights, our bodies spilled together, sleeping, the tiny flowing currents, immediate and forever. Your leg, my leg, your arm, my arm, your smile and the warmth of you who made me laugh again...

 

این متن رو با تمام وجود حسش کردم...تک تک جملاتش رو با تک تک سلول های بدنم زندگی کرده ام...

و تویی که گمان نمیکنم هیچ گاه فراموشت کنم...با تمام خوبی ها...با تمام بدی ها...

 

 

/ 4 نظر / 8 بازدید
دخترک گریز پا

از اون متن هاست که خود زندگی!

نیگول

من تا حالا این حس هارو تجربه نکردم رامون[ناراحت] ولی حس میکنم هم دردآورن هم دوس داشتنی مراقب خودت باش[ماچ]

نیگول

نه رامون حالا قراره به زودی مسترغریبه فی*لترشکن هم بهم بده تا بتونم بیام[چشمک]