بوی بهار، بوی بهار نارنج، بوی خاطره های دور دست...

یه هفته ای میشه که خیلی کم خونه ام.تا 12 شب اینا بیرونم.همش خرید با این و اون.من که خودم سخت گیر نیستم و نیازی نمیبینم تا همه پاساژا و مغازه ها رو بگردم و اگه از یه چیزی خوشم بیاد میخرمش و تا الانم هر چی خریدم راضی ام :)

دوتا مانتو،دوتا کفش،شلوار و ...

امشب یه ماگ دیگه خریدم که خیلی عاشقشم !

و دیروز هم یه لاک سرمه ای که هر وقت میزنمش یاد منظر میفتم،ینی من هی به دستام نگاه میکنم هی منظر میاد تو ذهنم :) خوبی منظر؟ :××

خیلی دلم میخواد بیام و مثه قبلن پستای طولانی بنویسم راجع به همه چیز.که بگم به هیچ کدوم از برنامه های اسفندم نرسیدم و از کتابای خونده و نخونده بگم...از فکرایی که مدام تو سرمه...اما خب مثلا نمیدونم چرا؟چم شده که حوصله ی قبلو ندارم.هی با خودم میگم که چی؟بنویسم امشب رفتم فلان مغازه فلان شد؟امشب حسم به مام این بود؟امشب اینجوری شد؟خوبه ها...ولی خب یه جورایی هی میگم شاید بعضیا یه فکرایی کنن و بگن دختره هی میخواد بگه زندگی من اله بله...نه که همش خوب باشه...نه نیس! چون الان نمیدونم آخر رابطم چی میشه؟اینقد که من تغییر کردم این وسط و دلیلشو هم خوب هم میدونم و هم نمیدونم :|

چن شب پیش فیلم The Other Boleyn Girl رو دیدم که عشق قدیمی و عزیز دلم ناتالی پورتمن و دختر دوست داشتنیم اسکارلت جوهانسون توش بازی میکردن.فیلم قشنگی بود.قسمتی از تاریخ انگلیس رو بیان میکرد.من حین دیدن فیلم نمیدونم چرا خودمو بیشتر به نقش خواهر منفی نزدیک میدیدم و یه جورایی حس میکردم همچین بلاهایی سرم میاد/اومده؟! و از آخر و عاقبت خودم میترسیدم.وسطای فیلم همش تصمیم میگرفتم صبور باشم و ببخشم و حسود نباشم :)))))))

همه رو آخر شبا میخونم اما خب به دلیل گشادیسم نمیشه که واسه همه کامنت بذارم،خاموش بودنم رو به دلیل نبودنم نذارید :) دوستون دارم.دلم میخواد تا قبل از عید حوصلم بیاد و یه پست آخر سالی مثه اسفند 90 بذارم.

 

 

 

/ 11 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مگی

از هرچی می خوای بنویس رامونا. همین جا رو فقط داریم برای گفتن خیلی چیزا! خوبه حوصله ی خرید داری. من برای خریدای خودمم باید بکسل بشم تا بازار!

beraian

wow ta in saat bidari bache jon! hatman alanam khabe naziaaa! shayadam dari khone takoni mikoni!:) mobaraket bashe ham lake khoshkell bod ham mage on kafshdozakaye laptopetam naz bodan :)) harozam ke migi miri kharid toham ke asheghe inkar! omidvaram behet koli khoshbegzare tatilat! :)

یاس

خوشگله . مخصوصا انگشتای اون خانومه [زبان]

juno

چقد خوووبه که حست این آخر سالی انقد خوبه... برات خوشحالم که دورت شلوغه و اوضاع رو به راهه عزیزم... :×

نیلوووووو

این یکی از فیلمای مورد علاقه ی منه... :)

sahar

ماگتو دوس داریم لاکتم دوس داریم:ی

بهاره

لاکِ خیلی خوش رنگه عزیزم [قلب]

Manzar

Ramonaaa ... kheyliii khube! asan man in rango mibinam ghalbam shoro mikune be tond zadan.. + tarkib range axam Ziba bud +[قلب]

ياسمن

اين بي حوصلگي دامن گيره منم شده رامون :(

فاطمه

لاک رو بیخیال...موهات چقدر خوش رنگه...رنگش طبیعیه یا چیزی زدی این رنگی شده[متفکر]..بعد چقدر خوشحالت هم بود...باز خودش حالتش طبیعیه یا چزی زدین این حالتی شده[متفکر] ماگ تان هم خیلی قشنگه..منم عاشق ماگم اونم هر دفعه یک چیز جدید ولی تو این دوره کو پول که آدم هر دفعه یک چیز جدید بخره اونم با قیمت های هر روز جدیدتر باید چیزای قدیمی رو سفت چسبید که از دستش نداد وگرنه بخای ی چیز نو بخری دیگه مثل شاخ غول شکستن شده تو این دوره زمونه...راستی عکس هایی که میذاری خیلی قشنگن...دختر خوش سلیه ای هستی [شوخی]