فوبیا

4سال تمام خودم رو به خاطر یه قضیه مقصر میدونستم! موضوعی که خیلی میتونست روی آیندم تاثیر بذاره،حداقل از نظر روانی!

دیشب بازم دلهره  اومد بود سراغم که به اصرار برایان رفتم و کار رو برای همیشه یک سره کردم تا خیالم راحت بشه! وقتی داشتم با خانوم "ر" حرف میزدم، با وجود اینکه خیلی بد اخلاق بود بهترین خبر رو بهم داد!

29آذر91 هم به صندوقچه ی روزهای مهم پیوست...من و بودم یک دنیا بی قراری...

حسم مثه حس این عکسه.اینقد تنهام و توو دار که دلم میخواد یه بافت بپیچم دور تنم و برم روی کاناپه نزدیک شوفاژ بخوابم و به خودم و اتفاقای زندگیم فک کنم...به اینکه آیندم قراره چطوری منو سورپرایز کنه؟

 

Photo: It's because I'm alone. If I could just feel it, it would be different, because I would not be alone. But if I were not alone, everybody would know it. And he could do so much for me, and then I would not be alone. Then I could be all right alone.  | William Faulkner - As I Lay Dying | posted by dear Dr.Ghahreman

/ 6 نظر / 7 بازدید
برایان

midoni ajijam chejori surprizet mikonam!!! ba hamon bafte baghalet mikonamo koli bo0o0o0set mikonam! ta befahmid ke ye donya duset daram!!!!

mbz

موقعي كه انتظار نداري سورپرايز خواهي شد.انشالله.

white girl

چه حس خوبی داری! منم می خوامش!!! می شه منم این روزا حس خوب داشته باشم؟ یا یه سورپراز! خیلی وقته نداشتمش[ناراحت]

نیگولی

اوه رامون آره-خسته ایم هممون-معلوم نیس چی ب چیه؟1 من یکی که حیلی کلافه هو دربو داغونم