کابوس های سریالی !

2شب پشت سر همه، که خواب میبینم در شرف ازدواجم.شب اول خواب دیدیم با یکی نامزد کردم که خیلی دوسم داشت و همش دورم بود و هی بوسم میکرد.از اون مدلیا که فقط چشمش منو میدید...خلاصه منم سعی داشتم برایان رو فراموش کنم و به خاطر همین پیشنهادش رو قبول کردم! بعد عصرش همه فک و فامیلش اومده بودن تو حیاط مامان بزرگم و هلهله و شادی :| بعد من با همون عموم که باهاش سر قضیه برایان مشکل پیدا کردم رفته بودیم یه خونه ی دنج و عموم انگار دیگه با من بد رفتار نبود! من حتی توی خوابم ازش بدم میومد.وسطای خواب یه لحظه که به خودم اومدم فهمیدم چی شده و چیکار کردم و به مامانم گفتم میخوام نامزدیو بهم بزنم...مامانم هی میگفت مگه شهر هرته؟ منم میگفتم زندگی منه و هر کاری دلم بخواد انجام میدم...صبح هم یه حس خاص داشتم! البته از اون پسره که نامزدم بود واسه چند ساعتی خوشم اومده بود :)

 

دیشبم خواب دیدم با یه جراح قلب متولد 52 دارم معاشرت میکنم که اگه اوکی بودیم جدی کنیم رابطه رو! این خیلی خنده دار بود.آخه اصن به قیافش نمیومد 52 ای باشه و نهایتا 26 میخورد بهش.ماشینش بی ام و ِ بود! تا این حد جزئی خواب دیدم یعنی.منو با خودش مطب و آزمایشگاه و اینا هم میبرد! بعد هی دلش میخواست منو لم$س کنه و ببوسه، و منم بهش اجازه نمیدادم...از این یارو زیاد خوشم نیومد امروز صبح که بیدار شدم.

به این نتیجه رسیدم که اگه تو دنیای واقعیم،توی این 20 سال عمرم فقط یه رابطه رو هندل کردم...توی خواب هام دارم آدم ها و شرایط های مختلف رو تجربه میکنم :)

رابطم با برایان اصن رابطه خاصی نیس.دو روزه که از هم هیچ خبری نداریم...

 

 

 

/ 7 نظر / 7 بازدید
ویـانـا

منم 1 بار همین جدیدنا ک از دستِ علی دلخور بودم 1 خواب عین خواب تو دیدم / اما نامزد بودم / بعد انقد ک پسره دوسم داشت و ب قول تو چشمش فقط منو میدید منم خوشم اومده بود ازش خیلی :)) مگه تو خواب ببینیم :)))

sara

خوبه تو خواب اولی نامزدیتو بهم زدی...چون بعدش با این جراح نامزد شدی...ببین من عاشق دکترا هستم.اصلا عاشق پزشکی هستم.حالا حرف پشتشون زیاده اما خوبن[نیشخند]

sara

صبر کن...هر چی باید بشه همون میشه عزیزم

نیگولی

وای رامونا دقیقا-نمیدونم چه رمزیه اگه آدم بخوات جایی بره شدیدن خوابش میگیره ولی اگه نه اصن حس خواب نیس دیگه مث شبا که وقتی بیکاری تا صبح بدون پلک زدن بیدار میمونیم ولی اگه فرداش امتحان داشته باشیم[نیشخند] همچین شدیدن خوابمون میات که نگوووو

ویولا

چقد این خانومه رو دوس دارم . چقد این مدلی وازده لبای پوشیدنو دوس دارم .

ارنواز

منو بگو که چند وقت پیشا خواب دیدم که عاشق یکی از بچه های دانشگاهمون که متولد 73 ِ شدم :دی یعنی اونم عاشق من بودا!!! خیلی خوابه خوبی بود :دی