خاکستری ِ پر رنگ

بلاخره اردیبهشت هم رسید...ماه تولدم! امسال اردیبهشت سردی رو دارم تجربه میکنم! هوای سرد باد شدید،حال و هوای فوق العاده...

نمیدونم چرا اینقد بی حوصله هستم.اگه بخوام میتونم پستای طولانی بنویسم راجع به این روزام اما خب زیاد حوصله ندارمو و اکثرا خاموش میخونمتون...

2هفته ای از کار کردنم میگذره.هم بیمه شدم و هم اینکه از محیط کار و حقوقمو(!!!)راضیم! فقط بدیش اینه که رییسم دقیق و حسابگره و این تا حدودی منو میترسونه...توی همین دو هفته کلی به اطلاعاتم اضافه شده و میشه گفت به 60% از مسولیت هام مسلطم.یه چیزی که راجع به محیطش منو اذیت میکرد دو تا همکارام بودن که فاصله ی زیاد سنی و اخلاقی با من داشتن.34 و 31 ساله بودن.به شدددت مغرور و حسود و طاقت اینکه قراره من جای اونا رو پر کنم رو نداشتن! یکیشون وسطای هفته به خانوم دکتر گفته بود که من از انصرافم پشیمونم و میخوام که برگردم و خب خدا رو شکر درخواستش رو قبول نکرده بودن! چند باری ازم ایراد گرفته شده اما در عوضش  آخرای ساعت کاری ازم تعریف میکنه و میگه با اینکه آشنایی نداشتم قبلا اما خوب پیش میرم...خلاصه اینکه از شنبه ها تا چهارشنبه ها  بیزی هستم.صبح تا ظهر دانشگاه و تا 8-8:30 هم کار.یه خوبیه دیگه کارم اینه که نزدیک خونه ی خودمونه و با تاکسی یه ربع فاصله س...

فردا اولین میان ترممه! هنوز به هوای آسون بودن و کم حجم بودن هیچی نخوندم :)دلم میخواد این ترم زود تموم شه...دلم شمال میخواد...دریا...جنگل...مسافرت...

ند حالش خوب شده و فردا برمیگرده به یونی...دلم تنگ شده براش...خوشحالم که دوست خوبم برمیگرده! یه هفته بدون دوست بودن توی دانشگاه خیلی سخته...

ورزش هم میکنم.حلقه،حرکتای کششی هوازی...خلاصه اینکه به همه چیزم توجه میکنم و این وسط فقط کلاس زبانم به خاطر کار کنسل شد!

راستی چند روزیه صاحب یه بچه گربه ی خیلی خیلی کوچولو نازنازی شدم :)

رابطم هم تموم شد...واسه ی همیشه...دارم سعی میکنم با شرایط کنار بیام!سخته اما شدنیه...مطمئنم!

 

 

 

 

 

/ 20 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سودابه

سلام عزیزم سر کار رفتنتو تبریک میگم.منم دلم یه پارت تایم جاب میخواد [نگران]راستی رمز چی شد؟

مهدی

I know U can Do IT! 8 میری سر کار تا 8.30 ؟! یعنی همش 30 دقیقه کار می کنی؟!؟!؟!

میلو

عزیز دلم :) بابت همه ی این اتفاقات خوب اخیر بهت تبریک میگم و خیلی رامونای این روزها رو دوست دارم :)

پانیذ

تبریک رامونا جانم.. بابت همه چیز..کارت..خستگیهای لذت بخشت..تصمیمت...تولدت حتی پیشاپیش:**

ژوکر

آهنگت قبلن آهنگ وبلاگم بود ... تموم شدن رابطه اولش سخته . بعدترش درست ميشي . نگران نباش ...

لی لی

تقریبا بیشتر چیزایی که در موردمحل کارت گفتی خیلی خوبه! اون همکارات هم احتمالا بهت حسودیشون میشه! سی ساله ها بحران سی سالگی دارن ینی هنوز باورشون نمیشه سن و سالشون رفته بالا و به دهه قبل خودشون کلی حسادت دارن! [چشمک] در مورد زبان هم باید یه سایت یا وبلاگ خوب انگلیسی زبان پیدا کنی و بخاطر اینکه ببینی چی نوشته توش مجبور بشی حداقل یه ذره در روز لغت جدید یاد بگیری! یا آهنگ گوش بده و معنیا و لغتاشو یاد بگیر یا فیلم و سریال ببین! آفرین که ورزش می کنی[قلب]

سپیدار

شاید این برات تموم شدن نباشه ، شاید یه شروع باشه برای زندگی ای که تا وقتی اون بود نمی تونستی تجربش کنی ... شاید یه شروع باشه برای تو ! و من مطمئنم ، شک ندارم که تو لیاقتت خیلی بیشتر ازیناس که بخوای برای آدمی اشک بریزی که دیگه شبیه 4سال پیشش نیست . و دیر یا زود ، آدم مناسب رو پیدا می کنی . از تنهایی نترس . همه ی ما از تنهایی می ترسیم اما اگه به خودمون مسلط باشیم ، درهای زیادی به رومون باز میشه و از صبرمون پشیمون نمیشیم :)

خاتـون

واسه کارت بینهایت خوشحالم واسه اردیبهشتی ک اومده هم همین طور واسه رابطه ت بیشتر از همه صبور باش :*

ادري

قوي باش... فقط مي تونم اين رو بگم تو اين روزهاي اول شروع به كار تو يك جاي جديد مهم اشتباهاتت نيست...مهم قوي بودن و دووم آوردن تو يك موقعيت جديده ...و توصيه اينكه با هيچ كس صميمي نشو تو محيط كار و هميشه مرز هاي شخصي رو حفظ كن از هيچ كس هم فاصله نگير و در واقع با همه باش و با هيچ كس نباش اين راز موفقيت تو محيط كار عزيزم

سپنتا

عزیزم نمیتونم پسورد و توی متن های رمز دارت وارد کنم نمیدونم چرا اجازه ورود بهم نمیده :(