شب های تنهایی

دلم خیلی گرفته.ینی یه جورایی عصبیم...اصلا حوصله ی اینو ندارم که صب ساعت 6 بیدار شم و آماده شم برم دانشگاه و ... بعدشم که تا ساعت 8 شب سر کارم...فردا اولین روزیه که بعد از یونی مستقیم میرم سر کار.باید ببینم چقد خسته میشم.تجربه ی جدید!

کاش حداقل "ند" بود.هفته ی قبل عمل آپاندیس داشت و واسه همین چند روزی رفته شهر خودشون...

خدایا...خیلی حالم بده...پی ام اس لعنتی هم اومده سراغم :( دارم رضا یزدانی گوش میدم و آرزو میکنم روزای شاد و بی دغدغه عید بازم برگرده...دلم واسه بودن با تاینی تنگ شده خیلی :(((

امروز چند باری وسوسه شدم و ...اما بازم محکم و قاطع تصمیم گرفتم ...

خدایا! خودت کمکم کن...

 

×ترانه ها رو عقب میاره گوش میده صدبار

کاش دنیا رو هم میشد عقب برد فقط با خودکار...

/ 11 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
*ناتالی

فکر فردا رو نکن، فردا که بشه کارها همون طور که لازمه انجام میشه [لبخند]

نیگولی

رااااااااااااامونا حال منو داری تقریبا[ناراحت] بیا بغلللللللللللم[بغل]

مهدی

هــــــــــــــــــی! رضا یزدانی!!!! آفرین همینطوری باش،تلاش کن که محکم باشی...

آب تنی

تجربه کار و درس ، تجربه قشنگیه ! یه جور تجربه زندگی و مستقل شدن واقعی

یاس

بیا بغل خودم عزیزم [بغل]

مهدی

تو هر نواری یه رد پا از عشق تو مونده! انگاری دنیا فقط واسه تو آواز می خونده!

م

الان هستی؟

امی

می گذره..بیخیال :)

خاتـون

عزیزم :( بدتر از همه همون پی ام اسه ک این همه حس بد ب آدم منتقل میکنه

ياسمن

رامونم ؟خوبي دختره ؟ نگرانمون كردي كه :((