خونه ی مادر بزرگه :)

بعضی وقتا آدمایی که یه روزایی باهاشون قهقهه میزدی و شاد بودی دیگه بهت آرامش که نمیدن هییییچ ،حتی دوس نداری زیاد کنارشون باشی...

اما به جاش با یه کسایی صدای خنده هات تا خود آسمون میره که حتی فکرشو نمیکردی اینجوری شبتو بسازن... حالا میتونم بگم که منم بعضی وقتا بودن با خونواده مو دوس دارم! شیطونی یای گمشده م برگشتن...اون تن صدای بلندم که همه میگفتن چه خبرته آروم تر بازم گوش همه رو کر میکنه! من دارم سعی میکنم خودمو از اول بسازم ! میدونم که میتونم :)

/ 0 نظر / 5 بازدید